تبلیغات
حرفای نگفته... - فقط یكبار...
حرفای نگفته...

یکبار برایم نوشتی دوستت دارم ... من هزار بار خواندمش ... هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت ... هزار بار نفس در سینه ام برید ... هزار بار در وجودم ریشه کرد ... انگار که هزار بار شنیده ام انگار که هزار بار نوشته ای ... یکبار در آغوشت کشیدم ... هزار بار خوابش را دیدم ... هزار بار تب کردم ... هزار بار آرام گرفتم انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای ... تو یکبارنبودی ... من هزاربار دنبالت گشتم ... هزار بار خاموش بودی ... هزار بار به در بسته خوردم ... هزار بار دلم گرفت انگار که تمام هزارانم را باخته باشم ... و اما یکباره در دلم فرو ریختی و من که تو را هزار بار زندگی کرده بودم هزار بار مردم ... تو همیشه همان یک بودی ، یک دوستی ، یک تب ، یک رابطه ، یک تجربه ، یک عشق ... و این من بودم که از یک ، هزار ساخته بودم ...
نوشته شده در جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 02:04 ق.ظ توسط Shervin نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت