تبلیغات
حرفای نگفته... - حکایت بعضی از ماها
حرفای نگفته...

 


گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:من همیشه باهات میمونم...

و گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد..

گنچشک کوچولو گفت واقعا عاشقتم.. پش

اما گنجشک توی اتاق بازم نگاش کرد..

امروز دیدم گنجشک کوچولوت پنجره اتاقم یخ زده
..

اون هیچ وقت نفهمیدگنجشک توی اتاقم چوبی بود..

حکایت بعضی از ماهاست..

خودمون و نابود میکنیم واسه آدمای چوبی..

کسایی که نه میبیننمون..نه صدامون و میشنون..




نوشته شده در یکشنبه 3 فروردین 1393 ساعت 11:15 ب.ظ توسط Shervin نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت