تبلیغات
حرفای نگفته... - نمیدانم چرا...
حرفای نگفته...

مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند..

مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم..

مدت هاست دلم نتوانسته خودش را سبک کند..

مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد..

مدت هاست تمام باورم این است که هر چه بود تمام شد..

چه خوب..چه بد..نسیمی بود که وزید و رفت..

مدت هاست دلتنگ بارانم..

مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام..

مدت هاست یاد گرفته ام بگویم بنویسم خویم...

تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم..

نمی دانم که مدت هاست چرا اینگونه شده ام؟؟


نوشته شده در سه شنبه 25 شهریور 1393 ساعت 07:39 ب.ظ توسط Shervin نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت